تبليغاتX
اتابک / Atabak

اتابک / Atabak

اجتماعی * سیاسی * اقتصادی * مذهبی * همراه با تجارت الکترونیک ومعرفی بهترین سایتهای کسب درآمد درایران

السلام علیک یا اباعبداله

+ نوشته شده در  88/10/04ساعت 0:13  توسط نادر  | 

RömerGallierGermane

آیا تا به حال با بازی جذاب و آموزنده تراوین بازی کرده اید. بازی که در زندگی روزمره نیز می تواند مفید باشد

اگر مایل به ثبت نام و بازی هستید کلیک کنید و کار را شروع کنید

+ نوشته شده در  88/09/17ساعت 0:53  توسط نادر  | 

حکایت پسرک تیزهوش و زحمت کش :

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرینی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه‌های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره‌ای هفت رقمی. مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.
پسرک پرسید،” خانم، می‌توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن‌ها را به من بسپارید؟” زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می‌دهد.”
پسرک گفت:”خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می‌گیرد انجام خواهم داد”. زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،” خانم، من پیاده‌رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می‌کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.” مجددا زن پاسخش منفی بود”.
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: “پسر…از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر این‌که روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم”
پسر جوان جواب داد،” نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می‌سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می‌کنه

+ نوشته شده در  88/08/29ساعت 1:21  توسط نادر  | 

چرا دعاهای ما مستجاب نمی شود؟

ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد

شخصی از امیرالمومنین علی(ع) سوال کرد که خداوند در قرآن می فرماید:"ادعونی استجب لکم".(مرا بخوانید،دعا کنید،تا دعایتان را مستجاب کنم). اما دعای ما مستجاب نمی شود؟!! حضرت فرمود علتش در هشت مورد است:

1)این که خدا را شناختید، ولی حقش را بجا نیاوردید، ازاین رو آن شناخت به درد شما نخورد.

2)به پیغمبر خدا ایمان آوردید ولی با دستورات او مخالفت کردید و شریعت او را از بین بردید! پس نتیجه ایمان شما چه شد؟

3)قرآن را خواندید ولی به آن عمل نکردید و گفتید: قرآن را به گوش و دل میپذیریم ، اما به مخالفت با آن برخاستید.

4)گفتید ما از آتش جهنم میترسیم در عین حال با گناهان و معاصی به سوی جهنم می روید.

5)گفتید به بهشت علاقه مندیم اما در تمام حالات کارهایی انجام می دهید که شمارا از بهشت دور می سازد. پس علاقه و شوق شما به بهشت کجاست؟

6)نعمت خدارا خوردید ولی سپاسگذلری نکردید.

7)خداوند شمارا به دشمنی با شیطان دستور داد و فرمود: "شیطان دشمن شماست، پس شما او را دشمن بدارید". به زبان با او دشمنی کردید ولی در عمل به دوستی او برخاستید.

8)عیبهای مردم را در برابر دیدگانتان قرار دادید و از عیوب خود بی خبر ماندید(نادیده گرفتید) و درنتیجه کسی را سرزنش می کنید که خود به سرزنش سزاوارتر از او هستید.

با این وضع چه دعایی از شما مستجاب می شود؟ در صورتی که شما درهای دعا و راه های آن را بسته اید. پس از خدا بترسید و عملهایتان را اصلاح کنید و امر به معروف و نهی از منکر نمایید تا خداوند دعاهایتان را مستجاب کند.
(از کتاب بحارالانوار)

همچنین ایشان در نامه 31 نهج البلاغه خطاب به حضرت مجتبی (ع) در خصوص تاخیر در اجابت دعا می فرماید:

گاه در اجابت دعا تاخیر می شود تا پاداش درخوَاست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود.
گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شوی، زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید.
یا به جهت اعطا بهتر از آنچه خواستی، دعا به اجابت نمی رسد؛ زیرا چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود..

 

ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد

+ نوشته شده در  88/06/18ساعت 4:4  توسط نادر  | 

چرا مسلمین بی اخلاق ترین دینداران هستند ؟

فریاد بی صدا:
"خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :

در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :

ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است .

اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.

من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم , دین ها و آیین ها دیده ام . از "غوتمه ( بودا ) "در خاورزمین تا "مانی ایرانی" در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند .

آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد .

اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟

در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر " دارد .

در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .

غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست

قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .

تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .


و این " اماها " مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند .
و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ کسلان ....

mi118.com

+ نوشته شده در  88/06/08ساعت 4:9  توسط نادر  | 

یک کلام حرف حساب از پروفسور حسابی

روزی درآخرساعت درس یک دانشجوی دوره دکترای نروژی ، سوالی مطرح کرد: استاد،شما که از جهان سوم می آیید،جهان سوم کجاست ؟؟ فقط چند دقیقه به آخرکلاس مانده بود.من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر

به آن اعتقاد پیدا می کنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است که هر کس بخواهدمملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشدباید در تخریب مملکتش بکوشد

پروفسور محمود حسابی

 

ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد


+ نوشته شده در  88/02/29ساعت 11:11  توسط نادر  | 

چرا ما در جهان سوم زندگی می کنیم؟

چرا ما در جهان سوم زندگی می کنیم؟

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.

براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!

اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.

تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.

ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.

مثال بعدي سويس است.

كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.

سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سويس).

افراد تحصیل‌کرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

افراد تحصیل‌کرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل مي‌شوند.

پس تفاوت در چيست؟

تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

1.       اخلاق به عنوان اصل پايه

2.       وحدت

3.       مسئوليت پذيري

4.       احترام به قانون و مقررات

5.       احترام به حقوق شهروندان ديگر

6.       عشق به كار

7.       تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده

8.       ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده

9.       نظم‌پذيري

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است.

ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است.

ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.

ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد

+ نوشته شده در  88/02/26ساعت 20:8  توسط نادر  | 

راه موفقیت

روزی مرد کوری روی پله های یک ساختمان نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود..روی تابلو نوشته شده بود:"""من کور هستم ..لطفا کمک کنید"""

روز نامه نگار خلاقی در حالی که از کنار او گذر می کرد متوجه تابلو و تعداد کم سکه های او شد ..او چند سکه داخل کلاه انداخت و به آرامی تابلو را برداشت و در پشت آن جمله دیگری نوشت ..سپس آن را کنار مرد قرار داد و آنجا را ترک کرد...

عصر همان روز وقتی به آن محل بازگشت متوجه شد کلاه مرد نابینا پر از سکه و اسکناس بود.

مرد نابینا از صدای پا او را شناخت..از او خواست که به او بگوید : بر روی تابلو چه نوشته است؟

روزنامه نگار گفت: چیز مهم و خاصی نبود.فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم..

و به راه خود ادامه داد...

دوستان عزیز حتما برای شما جالب است که بدانید روی تابلو چه نوشته شده بود؟!


امروز بهار است اما من نمی توانم آن را ببینم!!!!!!!!

 

ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد
+ نوشته شده در  88/02/21ساعت 21:51  توسط نادر  | 

شما دنیای خود را خلق می کنید

راه آسمان راهی بسوی موفقیت

شاید بزرگ ترین کشف در تاریخ انسانی قدرت ذهن شماست که تقریبا تمامی جنبه های زندگی شما را خلق می کند . آنچه را که در پیرامون خود در این دنیای ساخته و پرداخته انسان ها می بینید در ذهن کسی به شکل یک ایده یا نقطه نظر شروع شد و بعد تبدیل به واقعیت گردید . همه چیز زندگی شما به شکل یک اندیشه ، یک آرزو ، یک خواسته یا امید و یا به شکل یک رویا شروع شده است . شما افکار خلاق دارید . افکار شما دنیایتان و همه اتفاقات زندگی تان را شکل می دهند .

همه  ادیان ، همه فلسفه ها ، متافیزیک ها ، روانشناسی ها به یک نکته اشاره کرده اند و آن این که : به آنچه بیشتر بیندیشید همان می شوید . دنیای بیرون شما در نهایت بازتابی از دنیای درون شماست و آن چه را که فکر می کنید به شما منعکس می کند . به هر چه پیوسته فکر کنید صورت حقیقت پیدا می کند . از هزاران انسان موفق پرسیده اند که اغلب اوقات به چه فکر می کنند . بیشترین جاب آن ها این است که به خواسته هایشان فکر می کنند و این که چگونه به این خواسته های خود برسند .

ناموفق ها و ناخشنود ها اغلب درباره آن چه نمی خواهند فکر می کنند و حرف می زنند . درباره مسائل و نگرانی هایشان حرف می زنند و گناه ناکامی هایشان را به گردن دیگران می اندازند . اما موفق ها پیوسته درباره هدف های مورد نظرشان فکر می کنند و درباره آن حرف می زنند. ان ها به آن چه بیش از هر چیز می خواهند فکر می کنند و درباره اش حرف می زنند .زندگی کردن بدون هدف شبیه رانندگی در مه غلیظ است . موتور اتومبیلتان هر قدر قوی و قدرتمند باشد ، شما به آرامی رانندگی می کنید ، مردد هستید و حتی روی جاده صاف حرکت به جلو اندک دارید . با تصمیم گیری درباره هدف هایتان مه بلافاصله از بین می رود و شما در موقعیتی قرار می گیرید که از توانمندی های خود استفاده کنید . داشتن هدف های روشن و شفاف به شما امکان می دهد پا بر پدال گاز زندگی خود بفشارید و شتابان در راستای تحقق بخشیدن به خواسته هایتان به حرکت در آیید .

 

ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد

+ نوشته شده در  88/02/09ساعت 1:46  توسط نادر  | 

خوشبختی چیست؟

اي چشمِ سخن گوي، تو بشنو ز نگاهم         دارم سخنــــي با تـــو و گفتن نتوانــــم

افراد مختلفي تعاريف متعدديت را از خوسشبختي و سعادت بيان كرده اند با يك سرچ انترني هم با اين تعابير روبه رو خواهيد شد -از شعر گرفته تا مقاله هاي بلند و يا حتا دلگويه هاي كوتاه-اما  نكته مهم اين است كه هر تعريفي بر مبناي باور، ديگاه و تجربه نويسنده مطرح شده است. بنظر شما كداميك مي تواند معتبر باشد؟ گوشه اي از اين تعاريف :
«پائلو كوئيلو» در كتاب كمياگر گفته است :
«راز خوشبختي اين است كه همه شگفتي‌هاي جهان را بنگري بدون اينكه دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش كني» (مي توانيدحكايتش را در پيوندهاي انتهاي مطلب بخوانيد…)
«دكتر شريعتي» : لحظه ها را مي گذرانيم تا به خوشبختي برسيم. غافل از آنكه لحظه ها همه خوشبختي بوده اند.
«ویکتور هوگو» مي گويد: «خوشبخت کسی است که به یکی از دو چیز دسترسی دارد: ۱- کتاب خوب ۲- دوستانی که اهل کتاب باشند. سراسر عمر ما تلاشی است پیوسته برای دست یافتن به کامیابی و سعادت در حالی که شاید خوشبختی همین لحظه ای بود که به آن می اندیشیدیم.»
«مارتين سليگمان» نويسنده كتاب «خوشبختي حقيقي» ميزان حس خوشبختي در انسان به سه عامل بستگي دارد :۱-ذات شما- ۲ موقعيت شما   ۳- ميزان تسلط شما
«حافظ»: هر آنکو خاطر مجموع و یار نازنین  دارد               سعادت همدم او گشت و دولت همنشین  دارد
«ابن سينا»: رسيدن به سعادت يعني به فعليت رساندن استعدادهاي انسان بطور يكنواخت و هماهنگ كه موجب كمال انسان شود.
«ارسطو »: عوامل سعادت سه دسته اند : روحي، بدني و خارجي
«ناپلئون بناپارت»، استفاده از لحظه ها را کامیابی دانسته،
«گوته» بر این باور است که: «شرط پیروزی و سعادت یک اراده قوی است، شرایط دیگر اهمیت چندانی ندارند».
در يك نگاه كلي : سعادت  خوشبختي هر فرد مساوي ست با احساس آرامش و رضايت رواني و دروني اي كه او در طول حيات قبل و پس از مرگ حس مي كند وبه گفته قرآن كريم : « همانا دل ها به ياد خدا آرمش مي يابند.

 

mi118.com

+ نوشته شده در  88/02/07ساعت 0:28  توسط نادر  | 

يا بينش Vision

هر کجا هستم ، باشم . آسمان مال من است . پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است"

در خصوص بينش يا همان Vision شايد همه شما اين تعريف را شنيده باشيد :

بينش ملودی و آهنگی است که در آينده نواخته می شود اما صدای آن امروز به گوش می رسد .

اما اجازه دهيد در اين خصوص مطلبی را خدمت شما عرض کنم :

در يکی از اتاقهای بيمارستانی ، ۲ بيمار بستری بودند که تخت يکی از آنها در کنار پنجره و تخت بيمار ديگر آنسوی اتاق بود . بيماری که تختش کنار پنجره بود هر روز صبح که از خواب بيدار می شد از گل و درخت و باغچه و پرندگانی که از پنجره اتاق می ديد برای بيمار ديگر تعريف می کرد . روزها گذاشت تا اينکه اين بيمار دار فانی را وداع گفت و پرستاران تخت بيمار ديگر را بکنار پنجره منتقل کردند . صبح روز بعد که اين بيمار از خواب برخواست از پنجره نگاهی به بيرون کرد اما لجای گل و درخت و ... فقط ديوار سياه بلندی را مشاهده نمود . با تعجب پرستار را صدا کرد و از او پرسيد : هم اتاقی قبلی من هر روز صبح از منظره ای که بیرون می ديد برای من صحبت می کرد ؟ ؛ و پرستار گفت : ولی آن دوست شما که نابينا بود . در واقع آن بيمار ، بهشتی را می ديد که می دانست به آنجا خواهد رفت ...

بله دوستان . اين يک واقعيت است که چيزهائی را که ما امروز در اختيار داريم روزی رويای آنرا در سر داشته ايم . در واقع اين چيزها هما باورهای ديروز ماست که امروز به واقعيت تبديل شده اند . اما ببينيم برای فردای خودمان چکار بايد بکنيم ؟

چشمها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد

يکی از بزرگترين دستاوردهای اين تجارت آنست که اين جسارت را پيدا می کنيد که آينده خود را همين امروز ببينيد . پس بهتر است که بيشتر به آينده تان فکر کنيد . چرا ؟ چون قرار است بقيه عمرتان را در آينده بگذرانيد . اين جمله شايد برای اکثر ما کلماتی بيش نباشد زيرا ما خود را در زمان حال گرفتار کرده ايم و يا احتمالاً برای آينده رويا پردازی می کنيم اما دست روی دست گذاشته ايم . بنابراين اتفاقی که می افتد اين است که روياهای ما در بهترين شکل مبهم مانده و در بدترين شکل دست نيافتنی خواهند شد و اين تصوير از آينده اشتباه است .

ما بايد چشمان خود را ببنديم و يک کليپ ۳۰ ثانيه ای از آينده خود را ببينيم که می تواند شامل موارد زير باشد :

  1. دلم می خواهد مالک خانه و ويلای خودم باشم .
  2. نمی خواهم همسر و فرزندانم نگران صورت حسابهايم باشند .
  3. نمی خواهم بدهکار باشم .
  4. می خواهم ميراث خوبی برای فرزندانم بجای بگذارم .
  5. نمی خواهم در پيری فقير باشم .

اما بايد اين را باور کنيم که کيفيت زندگی امروز ما به کيفيت نگرشی که در گذشته داشته ايم بر می گردد . افراد موفق امروز ، نگرش خوبی در گذشته داشته اند .

اما بينش نتيجه رويا و عمل است . در واقع ما می خواهيم از بينش مان استفاده کنيم تا سازمانمان ، خانواده مان و زندگی مان را پر محتوی تر و ثمر بخش تر کنيم .

جمله ای از آرتور بارکر : "اگر در کنار رودخانه ای پر تلاطم ايستاده باشيد و بخواهيد به آنسوی رودخانه برويد از يک طناب استفاده می کنيد . بينش هم مثل طنابی است که شما را به آنسوی رودخانه که آينده در آنجاست پيوند می زند و شما را بر مخاطرات و حوداث مسير چيره می سازد . شما بايد با قلبتان به اين طناب اعتقاد داشته باشيد ؛ با مغزتان به آن فکر کنيد و با عضلاتتان آنرا محکم بگيريد "

در واقع شما بايد ابتدا به بينش تان قلباً اعتقاد داشته باشيد سپس با فکرتان برای آن برنامه ريزی کنيد و در نهايت به آن برنامه ريزی عمل نمائيد .

اما ببينيم داشتن بينش چه مزايائی دارد :

  • بينش از درون به شما انگيزه می دهد  زيرا کسی که بينش ندارد انگيزه کافی برای حرکت در اين کار را ندارد .
  • به شما کمک می کند تا بر مشکلات غلبه کنيد . چون کسی که بينش دارد حاضر است درد و رنج را تحمل کند .

اما نداشتن بينش باعث می شود که :

  • اراده لازم برای مقابله با مشکلات را نداشته باشيم .
  • اخلاق کاری نداشته باشيم .
  • حاضر نيستيم بهائی برای اينکار پرداخت کنيم .

اما زمانيکه بينش در قلب و روح ما نشست وقت آنست که آنرا تبديل به هدف کنيم . (ادامه دارد ....)

 

ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد

+ نوشته شده در  88/02/05ساعت 0:23  توسط نادر  | 

داستان کوتاه وزیبای صورتحساب مادر

شبی پسرک یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر آن را گرفت و با صدای بلند خواند:

او با خط بچگانه نوشته بود:

کوتاه کردن چمن باغچه : ۵ دلار

مرتب کردن اتاق خوابم : ۱ دلار

بیرون بردن زباله ها : ۲دلار

نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم : ۶ دلار

جمع بدهی شما به من : ۱۴دلار

مادر به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد.لحظه ای خاطراتش را مرور کرد.سپس قلم را برداشت و پشت برگه ی صورتحساب نوشت:

بابت سختی ۹ ماه بارداری که در وجودم رشد کردی : هیچ

بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم : هیچ

بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی : هیچ

بابت غذا نظاقت تو و اسباب بازی هایت : هیچ

و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه ی عشق واقعی من به تو هیچ است.وقتی پسرک آنچه را که مادرش نوشته بود خواند با چشمان پر از اشک به چشمان مادر نگاه کرد و گفت:

مامان دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت : قبلآ به طور کامل پرداخت شده

ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد

+ نوشته شده در  88/02/01ساعت 1:32  توسط نادر  | 

نانو تکنولوژی به زبان ساده

نانو کلمه ای یونانی به معنای کوچک است.نانو

تعریف نانو:
علوم و فناوری نانو یعنی نانوعلوم و نانو تکنولوژی، توانایی به دست گرفتن کنترل ماده در ابعاد نانومتری یا میلیاردیم متر و بهره برداری از خواص و پدیده های این مقیاس در مواد، ابزارها و سیستم های نوین است.


امروز بشر در آستانه انقلاب ششم قرار دارد و آن حرکت به سوی ابزارهای نانو و به عبارت دیگر نانوتکنولوژی یا مهندسی در مقیاس مولکولی است.


معجزه نانوتکنولوژی:
به احتمال زیاد قبل از پایان هزاره سوم انسان در بدن خود انواع لوازم مصنوعی و دیجیتالی را خواهد داشت.
از بیماری پیری، درد ستون فقرات، کم حافظه ای و ... رنج خواهد برد.
قابلیت فهم و تحلیل اطلاعات در مغز آنها در مقایسه با امروز بی نهایت خواهد شد.
مردمان آینده از این همه درد و ناراحتی که اجداد آنها در هزاره های قبل کشیده اند، متعجب و متاثر خواهند بود.


زمینه های کاربرد:
۱- پزشکی و بدن انسان
۲- هوا و فضا
۳- امنیت ملی
۴- صنعت الکترونیک
۵- دوام پذیری منابع: کشاورزی، آب، انرژی، مواد و محیط زیست پاک
۶- شکل گیری بازارهای بسیار بزرگ

 

mi118.com

+ نوشته شده در  88/01/27ساعت 0:35  توسط نادر  | 

عقاب

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود طولانی تر است. عقاب می تواند تا ۷۰ سال زندگی کند . ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد:

زمانی که عقاب به ۴۰ سالگی می رسد چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند . نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود . شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد در این هنگام ، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد .

یا باید بمیرد و یا آن که فرآیند دردناکی را که ۱۵۰ روز به درازا می کشد پذیرا گردد برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود پس از کنده شدن نوکش ، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند سپس باید چنگال هایش را از جای برکند زمانی که به جای چنگال های کنده شده چنگال های تازه ای درآیند ، آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند سرانجام ، پس از ۵ ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد ، آغاز کرده و ۳۰ سال دیگر زندگی می کند.

چرا این دگرگونی ضروری است ؟

بیشتر وقت ها برای بقا ، ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم. گاهی وقت ها باید از خاطرات قدیمی، عادت های کهنه و سنت های گذشته رها شویم تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصت های زمان حال بهره مند گردیم.

+ نوشته شده در  88/01/25ساعت 1:13  توسط نادر  | 

فقیر بودن، یک گناه است.

یک آزمون: آیا شما نقش قربانی را بازی می‌کنید؟

در چند پست قبلی، گفتم که ممکن است شما هنوز هم نقش قربانی را برای خود حفظ کرده‌اید. تعدادی از شما در کامنت‌ها به این موضوع اعتراف کردید. اما بقیه چه؟! آیا من فقط دارم قربانی بودن خودم را به شما فرافکنی می‌کنم؟ یا شما هم‌چنان قربانی هستید و خودتان خبر ندارید؟ اجازه بدهید بفهمیم ...

آیا هیچ وقت درباره‌ی چیزهایی که در کودکی برای شما رخ داده و شما را اذیت کرده صحبت می‌کنید؟ منظورم آزارهایی است که تحمل کرده‌اید؛ چیزهایی که مانعتان شده‌اند تا داشته‌باشید یا انجام دهید؛ این که شما را دوست نداشته یا احساساتتان را نفهمیده‌اند و ... . اگر با هر کسی جز یک درمانگر حرفه‌ای در این باره صحبت می‌کنید، در نقش غربانی غوطه‌ورید!

وقتی که با دوست جدیدی قرار می‌گذارید، آیا درباره‌ی دوستان قبلی‌تان شروع به غر زدن می‌کنید؟ در این صورت تلاش می‌کنید که یک قربانی باشید.

وقتی کسی حال شما را می‌پرسد، آیا سردرد، درد پشت یا بقیه‌ی دردهایتان را فهرست می‌کنید؟ یک قربانی تمام عیار!

آیا گمان می‌کنید که مشکلات اقتصادی‌تان نتیجه‌ی وضع اقتصادی جامعه، برنامه‌های دولتی، شریک‌ها و هم‌کاران بد، رئیستان یا هر عامل خارجی دیگر است؟ اگر چنین است، شما به دنبال قربانی بودن می‌گردید.

آیا هنوز درباره‌ی پولی که در تجارت‌ها یا سرمایه‌گذاری‌های گذشته از دست دادید صحبت می‌کنید؟ البته تنها دلیل چنین کهری این است که احساس کنید قربانی هستید.

خوب، آیا فکر می‌کنید من غیر منطقی هستم و حرف ناحق می‌زنم؟ و بعضی از چیزهایی که در بالا گفتم  به شما مربوط نیست؛ چون حواشی مهمی را نادیده گرفته‌ام یا بی‌انصافی می‌کنم؟ تبریک می‌گویم؛ شما یک قربانی درجه‌ی یک هستید.

+ نوشته شده در  88/01/25ساعت 1:12  توسط نادر  | 

اطلاعات بسیار جالب از منزل بیل گیتس

این منزل در مدینا/واشنگتن/ Medina-Washington مشرف به دریاچه واشنگتن واقع شده و مساحت زمین آن بالغ بر 5.12 acre می‌باشد. بیل گیتس زمین این خانه را در سال 1988 به مبلغ 2 میلیون دلار خرید و ساخت خانه‌اش حدود هفت سال به درازا انجامید و در سال 1995 بپایان رسید...

www.softarchive.us

از خصوصیات این منزل آنست كه به محض ورود هر مهمان یك microchip به سینه او نصب می‌گردد كه اركاندیشن و الكتریسیته و سایر احتیاجات در محل سكونت مهمان، با سلیقه و خواست مهمان، مرتبا بصورت اتوماتیك تنظیم می‌گردد. در ضمن تمام دكوراسیون و اثار هنری در قسمت اقامت مهمان مطابق با سلیقه شخصی مهمان بلافاصله تغیر می‌كنند و همیشه فقط نزدیك ترین دستگاه تلفن به آن شخص زنگ میزند.

WwW.BiA2YaHoO.BlOgFa.CoM


سایر اطلاعات در مورد این خانه بدین شرح است:

مساحت این خانه 50000 square feet است. درسال 2005 قیمت این خانه 200 ملیون دلار برآورد شده است. هر یك ازدستگیره‌های درهای این خانه 2000 دلار ارزش دارد. زمانی در این خانه تعداد 300 نفر به كار مشغول بودند كه تعداد 104 نفر آنها در قسمت‌های كامپیوتر و الكترونیك منزل كار می‌كردند.

WwW.BiA2YaHoO.BlOgFa.CoM


در تمام قسمت‌های این خانه حتی درون دیوارهای سنگی دوربین‌های مخفی كار گذاشته شده است. درختی كه قبلا در زمین این خانه وجود داشت و مورد علاقه بیل گیتس می‌باشد مرتبا بوسیله كامپیوتر و سایر تجهیزات الكترونیكی مراقبت می‌شود و آب و كود و محیطش بصورت اتوماتیك كنترل میگردد.

WwW.BiA2YaHoO.BlOgFa.CoM


در زیر زمین این خانه یكی از مجهز ترین سالن‌های سینما در جهان برای استفاده شخصی بیل گیتس و مهمانانش ساخته شده است. هنگامی كه او میخواهد به منزل مراجعه كند آب وان حمامش بطور اتوماتیك در وان ریخته می‌شود و حرارت آن مطابق با نظر او ثابت می‌ماند. در ضمن قسمت اعظم این خانه در زیر زمین ساخته شده تا ظاهرا زیاد بزرگ بنظر نرسد!

WwW.BiA2YaHoO.BlOgFa.CoM
+ نوشته شده در  88/01/15ساعت 1:10  توسط نادر  | 

آمريكا چگونه جهان را شنود مى‏كند؟

آژانس امنيت ملى آمريكا نتوانسته است حوادث و وقايع مهمى مثل سوءقصدهاى پياپى عليه سفارت‏خانه‏هاى آمريكا در آفريقا، عمليات آزمايش هسته‏اى هند و شليك موشك بالستيك كره شمالى بر فراز ژاپن را ره‏گيرى كند.

***


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/01/01ساعت 1:8  توسط نادر  | 

گشاینده کارها

ای آنکه به ملک خویش پاینده تویی

                                          در ظلمت شب صبح نماینده تویی

کار من بـیچاره قــوی بســته شــده

                                          بگـــشای خدایــا که گشـاینده توی
 


+ نوشته شده در  87/11/11ساعت 21:9  توسط نادر 

انعکاس ذهن شما

پدر و پسري مشغول قدم زدن در كوه بودند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و ناخودآگاه فرياد کشید: آآآی ی ی !!
صدایی از دوردست آمد: آآآی ی ی!!
پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟
پاسخ شنید: کی هستی؟
پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!
باز پاسخ شنید: ترسو!
پسرک با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟
پدر لبخندی زد و گفت: پسرم، توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!
صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!
پسرک باز بیشتر تعجب کرد. پدر توضیح داد: مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عیناً به تو جواب میدهد.
اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتماً به دست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی، زندگی همان را به تو خواهد داد.

بله !
خواستن تمام چيزهايي كه ما انتظارش را داريم به يك تصوير ذهني ايده آل بستگي دارد.
این تصویر ذهنی شماست كه به شما شادی یا غم‌، موفقیت‌، یا شكست‌، خوشبختی و یا درد و رنج را هديه می‌دهد.
تصویر ذهنی شما می‌تواند به شما كمك كند تا آنچه را برای رسیدن به شادی و رضایت لازم دارید انجام دهید، می‌تواند به شما كمك كند تا از زندگی خود لذت ببرید، می‌تواند اسباب اعتماد به نفس و اطمینان به كار و فعالیت هایی باشد كه شما برای زمان فراغت خود انتخاب می‌كنید، مصمم بر شاد زیستن شوید، از روی خیرخواهی به ارزیابی خودتان بپردازید، بهترین و طلایی‌ترین لحظات زندگی را در ذهن مجسم كنید و با توجه به واقعیت‌ها، نه خیالات واهی‌، بلكه براساس تصویر مثبت كه از واقعیات زندگی دارید، این تصویر خوشایند از خویش را تقویت كنید.
مراقب باشيد تا تصویر ذهنی خود را جایی گم نكنيد تا بهمراه آن انگیزه خوشبخت شدن را از دست دهيد‌. مواظب خودتان و روحتان و اندیشه‌های قشنگتان باشید‌.
نگذارید كه هیچ باد مخالفی ابرهای سیاه را روبه‌روی پنجرهٔ رو به اقبال ذهنتان بیاورد تا موفقيت و خوشبختي در زندگي را آنطور كه مي پسنديد تجربه كنيد !

+ نوشته شده در  87/09/17ساعت 0:3  توسط نادر  | 

به یاد داشته باشید

برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده کنید.                        

 
روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.

 
قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید.

 
بعد از ساعت  5:00 از خوردن غذای چرب خوداری کنید.

 
مصرف چای روزانه را کم کنید

  
 از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی کم کنید


 در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر بنوشيد.

  از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری کنید. 


از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نکنید.

 
بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است  


بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب نروید.

 
زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس

کسی را جواب ندهید چون در این حالت امواجی که گوشی منتشر

می کند 1000 برابر است. 


لطفا" به هركسي كه نگران سلامتي او هستيد بفرستيد

+ نوشته شده در  87/09/15ساعت 0:3  توسط نادر  | 

رضایت از بخشندگی

از بخشنده ای پرسیدندکه از انچه به نیازمندان می بخشی وبه سايلان می دهی هیچ در باطن خود احساس خود پسندی و منت نهادن برفقیران می کنی؟

گفت: هرگز! چون بخشش من مانند بخشش غذا از کفگیر استکه در دست آشپز و طباخ است. به ظاهر غذا از کفگیر می ریزد اما دنده غذا طباخ است. کفگیر چگونه می تواند احساس بخشندگی کند؟

برگرفته از کتاب کشکول حکایات

mi118.com

+ نوشته شده در  87/09/04ساعت 23:1  توسط نادر  | 

زهر خوشایند

آورده اند یکی از حجاج در راه مکه در بیابان از قافله باز ماند و گم شد. چند روزی حیران می رفت که به خانه ای کهنه رسید. دید مقابل آن پیر زنی با سگی نشسته است. به او سلام کرد و پیر زن هم پاسخ او راداد.

پس به پیر زن گفت: من از قافلا خود باز مانده ام و چند روزی است در بیابان سرگردانم. اگر طعامی داری به من ده تا بخورم

پیر زن گفت: ای فرزند! در بیابان مار بسیار است. برو و یک یا دو مار بگیر و بیاور تا من بپزم و بخوریم.

مرد متحر شد و گفت: من مار نمی توانم بگیرم.

زن گفت: بیا تا من با تو بیایم.

زن سگ را باز نمود و به همراه مرد به بیابان رفتند و یعد از ساعتی چهار مار عظیم گرفتند و به خانه آوردند. سر و دم آنرا بریدند و در آتش ان را پختند.

مرد به دلیل گرسنگی از ان تناول نمود و پس از آن تشنه گردید و از زن آب طلبید. زن گفت: در بالای خانه چشمه ای است به آنجا برو و از آب چشمه بنوش.

مرد به طرف چشمه رفتو از اب چشمه که بسیار ناخوشایند و تیره بود آشامید . چون باز آمد به زن گفت: ای مادر! در چنین جایی چگونه زندگی می کنی؟

پیر زن گفت: از اینجا جایی بهتر کجا باشد؟

مرد گفت: در ولایت ما ابهای گوارا و روان و بستانهای پرنعمت فراوان باشد.

پیر زن گفت: با آن همه نعمتها کسی هست که به شما ظلم می کندو شما را از آن هراسی است. اینطور نیست؟

مرد گفت: بلی درست است! در ولایت ما پادشاهی است که به زیر دستان ظلم می کند.

پیر زن گفت: آن نعمت شما با جور و ظلم بذتر از زهر باشدو این زهر در دامن فراغت خوشتر از آن همه نعمت هاست.

برگرفته از کتاب کشکول حکایات

+ نوشته شده در  87/09/02ساعت 0:6  توسط نادر  | 

حج؛ نمایشی بزرگ از همدلی مسلمانان

حج به عنوان یکی از مهمترین آیینهای دینی اسلام است که سمبل و نشانه وحدت و همدلی مسلمانان به شمار می‌رود تا از همه به جز خداوند بلند مرتبه دوری جسته و گرد خانه‌اش شعائر یگانگی را سر دهند.

 

ادامه مقاله 

 

 

+ نوشته شده در  87/08/27ساعت 23:29  توسط نادر  | 

85 سال جنایت وهابیون تسلیت !

تصويري از ضريح حرم بقيع قبل از تخريب ان بدست وهابي ها

بقيع اولين مدفن و مزاري است که به دستور رسول اکرم  و به وسيله مسلمانان صدراسلام به وجودآمده است. در بقيع اولين کسي که از انصار دفن شده اسعدبن زراره و از مهاجرين عثمان بن مظعون مي‌باشد. سمهودي مي‌گويد: پس از فوت ابراهيم فرزند رسول خدا  آن حضرت به صحابه فرمودند: ”ابراهيم رابه سلف ما عثمان لاحق کنيد و در کنار او به خاک بسپاريد.” او مي‌گويد پس از دفن شدن ابراهيم در بقيع، مردم مدينه علاقه مند شدند پيکر اقوام و عشيره خود را در آنجا دفن کنند و هر يک از قبايل مدينه درختان و ريشه‌هاي بخشي از بقيع را قطع و زمين آن را براي همين منظور آماده نمودند.

روز هشتم شوال سال 1344هجري قمري روزي سياه براي مسلمانان جهان به شمار مي‌رود. در اين روزها وهابيان دين ناشناس حرم امامان معصوم بقيع را با خاک يکسان کردند. بنابر نقل مورخان آنچنان بقيع خراب گرديد که به تپه‌اي از پاره سنگ و پاره آجر تبديل شد و از کينه وهابيان به گونه‌اي زير و رو گشت که به منطقه‌اي زلزله زده شباهت پيدا کرد.

يکي از جهانگردان غربي به نام ميسترکه به فاصله کوتاهي از ويراني اين حرم بقيع را ديده، ويراني و خرابي آنجا را اين گونه ترسيم مي‌کند: “چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهري ديدم که زلزله شديدي در آن به وقوع پيوسته و به ويرانه‌اي تبديل شده است،زيرا در جاي جاي بقيع به جز قطعات سنگ و کلوخ به هم ريخته و تيرهاي چوب کهنه چيز ديگري نمي‌توان ديد. ولي اين ويراني‌ها و خرابي‌ها در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي بلکه با عزم و اراده انسانها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاه‌هاي زيبا و سفيدرنگ که نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود، با خاک يکسان گرديده است.”

برگرفته از سایت تبیان

برای مطالعه شعر "خلوت افلاکیان" به ادامه مطلب جوع شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/19ساعت 1:16  توسط نادر  | 

گاهی به آسمان نگاه کن

الهی! اول تو بودی و آخر تویی همه تویی و بس . باقی هوس.

الهی! ضعیفان را پناهی و مومنان را گواهی چه عزیز است آنکس که تو خواهی.

خداوندا ! یک دل پردرد و یک جان پرزجر - عزیز دو گیتی ! این بیچاره را چه تدبیر!

مهربانا ! اکنون که در غرقابم دستم گیر که گرم افتادم.

الهی ! ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت و ای بخشنده بی منت ای داننده رازها ای شنونده آوازها ای بیننده نمازها ای شناسنده نامها ای رساننده گامها ای مطلع برحقایق ای مهربان بر خلایق عذرهای ما را بپذیر که تو غنی و ما فقیر وبر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر - از بنده خطا آید و ذلت . و از تو عطا آید و رحمت.

برگرفته از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

+ نوشته شده در  87/07/05ساعت 2:47  توسط نادر  | 

مرد شنوا ! و زن ناشنوا !!

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش سادهاى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله ٤ مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد.» آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ جوابى نشنید. بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم پاسخى نیامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم جوابى نشنید. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد. این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چى داریم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار میگم: خوراک مرغ!

نتیجه اخلاقى:

مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد و شاید در خود ما باشد

+ نوشته شده در  87/06/29ساعت 3:47  توسط نادر  | 

لقمان و ارباب

اربابِ «لقمان» که به عظمت مقام معنوی او پی‌برده بود، او را بر همه‌ی غلامان، مقدم می‌داشت و به او عشق می‌ورزید. تا آن‌جا که در میان غذاها، تنها ‌پس‌مانده‌ی غذای‌ لقمان را می‌خورد و از غذایی که لقمان از آن نخورده بود، نمی‌خورد‌ بلکه آن‌را دورمی‌ریخت یا با کمال بی‌میلی از آن می‌خورد‌ ولی باقیمانده‌ی طعام «لقمان» را از روی شور و شوق می‌خورد.

در یکی از روزها، خربزه‌ای برای اربابِ لقمان به‌عنوان هدیه آوردند. ارباب، خربزه را پاره کرد و قطعه‌قطعه نمود و به لقمان داد. لقمان آن قطعه‌ها را می‌خورد و وانمود می‌کرد که بسیار شیرین است و با اشتیاق و میل می‌خورد. وقتی ‌ارباب دریافت که لقمان، خربزه را با میل‌ و ‌شوق می‌خورد، تا هفده قطعه خربزه را به لقمان داد و لقمان هم‌چنان می‌خورد.

تنها یک‌قطعه از خربزه مانده بود‌ که ارباب، آن‌را برای خوردن برداشت‌ اما وقتی قاچ خربزه را به دهان گذاشت، دریافت که مانند زهر، تلخ است. زبانش آبله زد و گلویش سوخت و حالش به‌هم خورد پس از ساعتی به لقمان گفت: «ای یار، این زهر را چگونه نوش‌جان کردی؟! صبر و تحمل تا چه اندازه است؟!»

لقمان گفت: «من هزاران نعمت تو را خوردم و همه نیک بود، شرم کردم که بگویم این یکی تلخ است. این نیش را در برابر آن‌همه شیرینی‌های نعمتت، نوش دانستم من این تلخی را که از شیرینی دست پرمحبت و شکربخش تو گرفته‌ام، شیرین می‌دانم. آن دست و محبت، تلخ‌ها را شیرین می‌کند،‌ مس‌ها را طلا می‌نماید و دردها را صافی و شفا می‌بخشد.

پس ای برادر! مانند «لقمان حکیم» باش‌ که در برابر محبت‌ها و نعمت‌های اربابش، آن‌گونه سپاسگزار و حق‌شناس‌ بود‌ که نیش او را نوش می‌دانست و زهر او را شیرینی احساس می‌کرد.

ما‌ نیز در برابر خدای بزرگ و نعمت‌های بی‌دریغ و بی‌کرانش، اگر رنجی و دردی دیدیم، باید با صبر و تحمل و شُکر، آن را نوش و شفا بدانیم.

+ نوشته شده در  87/05/28ساعت 0:18  توسط نادر  | 

نماز

 

تبادل انرژی با نماز خواندن

 

‌نماز، تسبیح خداوند است که موجب نزدیکی روحی و معنوی ما با او می‌گردد. نماز خواندن، تبادل انرژی‌های منفی و معیوب با انرژی‌های مثبت و روحانی است .

- از نظر علمی ثابت شده ‌که میزان انرژی حیاتی، قبل و بعد از طلوع خورشید و قبل و بعد از غروب خورشید، به بالاترین حد خود می‌رسد و می‌بینیم که سفارش به نماز اول وقت، یعنی درست قبل از طلوع و غروب خورشید شده است‌ تا انرژی حیاتی بیش‌تری را دریافت‌ داریم.

- نماز و دعا و عبادت جمعی نیز بسیار قدرت دارد زیرا انرژی جمعی ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که در اسلام، نماز جماعت و دعای جمعی، سفارش شده است.

‌- در اسلام نماز وحشت سفارش شده است. امروزه نیز از نظر علمی، ثابت شده‌ که در زمان خورشید‌گرفتگی و طوفان‌های خورشیدی، بیماری‌های روانی، شدت می‌گیرند. درضمن، تغییر در قرص ماه یا گردش ماه و هم‌چنین ماه‌گرفتگی نیز با بیماری‌های روحی و روانی و شدت و نقصان آن مرتبط است. میزان انرژی‌های منفی آزادشده طی زلزله، طوفان و سیل نیز افزایش می‌یابد و حال امروز بهتر می‌توانیم درک کنیم که چرا سفارش به خواندن نماز وحشت‌ در زمان ماه‌گرفتگی و یا خورشید‌گرفتگی و بروز سیل، زلزله، طوفان و دیگر بلاهای آسمانی‌ شده است، تا با انرژی نماز و عبادت که نوعی انرژی الهی است، بتوانیم بر انرژی‌های منفی ماه‌گرفتگی و خورشیدگرفتگی غلبه کنیم.

+ نوشته شده در  87/05/28ساعت 0:13  توسط نادر  | 

نام هاي شيطان و فرزندان او :

به طور كلي مي توان شش نام براي شيطان گفت :
اول: شيطان- دوم : ابليس- سوم : حارث يا حرث- چهارم : خناس- پنجم : ابامره - ششم : عزازيل (اين نام قبل از طرد شدن و رانده شدن از درگاه احديت جل و علا متعلق به او بوده است.)


فرزندان شيطان كه هر يك نامي دارند و هر يك گروه هاي خود را براي گمراهي نوع بشر هدايت و راهنمايي مي كنند به ترتيب زير هستند.
- زوال: براي شركت در نكاح و آميزش حرام
- قفندر : هر كس چهل روز در خانه اش طنبور نوازد و غيرت را از آن خانه ببرد.
- رها : مانع بيدار شدن براي نماز شب
- متكون : به صورتهاي مختلف ظاهر مي شود براي فريب انسان ها
- مذهب : به هر شكلي در مي آيد جز پيامبران و امامان عليهم السلام
- ولهان : وسواس هنگام وضو برمي انگيزد
- اعوذ : صاحب زنا
- مبسوط : صاحب دروغ

+ نوشته شده در  87/05/15ساعت 1:15  توسط نادر  | 

مناجات عاشق عارف

هر گاه دلم رفت تا محبت کسي را به دل بگيرد، تو او را خراب کردي، خدايا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستي، عشق هر کسي را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتي، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سايه اميدي، و به خاطر آرزويي، براي دلم امنيتي به وجود آورم، تو يکباره همه را برهم زدي، و در طوفان هاي وحشتزاي حوادث رهايم کردي، تا هيچ آرزويي در دل نپرورم و هيچ خيري نداشته باشم و هيچ وقت آرامش و امنيتي در دل خود احساس نکنم... تو اين چنين کردي تا به غير از تو محبوبي نگيرم و به جز تو آرزويي نداشته باشم، و جز تو به چيزي يا به کسي اميد نبندم، و جز در سايه توکل به تو، آرامش و امنيت احساس نکنم... خدايا ترا بر همه اين نعمتها شکر مي کنم.»

خدايا از آنچه کرده ام اجر نمي خواهم و به خاطر فداکاريهاي خود بر تو فخر نمي فروشم، آنچه داشته ام تو داده اي و آنچه کرده ام تو ميسرنمودي، همه استعدادهاي من، همه قدرتهاي من، همه وجود من زاده اراده تو است، من از خود چيزي ندارم که ارائه دهم، از خود کاري نکرده ام که پاداشي بخواهم.

خدايا هنگامي که غرش رعد آساي من در بحبوحه طوفان حوادث محو مي شد و به کسي نمي رسيد، هنگامي که فرياد استغاثه من در ميان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپديد مي شد... تو اي خداي من، ناله ضعيف شبانگاه مرا مي شنيدي و بر قلب خفته ام نور مي تافتي و به استغاثه من لبيک مي گفتي. تو اي خداي من، در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتي، تو در تنهايي، انيس شبهاي تار من شدي، تو در ظلمت نا اميدي دست مرا گرفتي و هدايت کردي. در ايامي که هيچ عقل و منطقي قادر به محاسبه نبود، تو بر دلم الهام کردي و به رضا و توکل مرا مسلح نمودي... خدايا تو را شکر مي کنم که مرا بي نياز کردي تا از هيچکس و از هيچ چيز انتظاري نداشته باشم.

+ نوشته شده در  87/05/11ساعت 2:46  توسط نادر  | 

جملاتی کوتاه اما با مفهومی بزرگ

اگر می خواهی چیزی را بدست بیاوری آن را ببخش.

آینده ای که فقط تکرار امروز باشد هیچگاه نمی تواند شگفتی بیافریند.

از زندگی لذت ببرید  زندگی چیز فوق العاده ای است. سفری با شکوه و فراموش نشدنی. قدر آنرا بدانید.

انسانهای کوچک خواسته های کوچکی دارند و انسانهای حقیر به ارزشهای حقیر پایبندند

+ نوشته شده در  87/05/09ساعت 0:54  توسط نادر  | 

ولادت علی (ع) مبارک باد



زيباترين ولادت: تنها کسي که در داخل خانه خدا بدنيا آمد، اوست.

زيباترين نام: بنا بر روايات متعدد، نام علي مشتق از نام خداست.

زيباترين معلم: علي تربيت شده دست پيامبر (ص) بود.

زيباترين سخنان: به تعبير بسياري از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کريم است.


نهج البلاغه علي (ع)

يکي از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي که از روح بلند پيشواي پرهيزکاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، کتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان کوتاه و حکمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيکران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير کلام حضرت علي (ع) که گذشت روزگار نمي تواند غبار کهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب که تا هميشه بر تارک علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مکتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حکومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوک و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين کتاب شريف يکي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.


سالروز ولادت مولا علی و روز پدر مبارک باد

+ نوشته شده در  87/04/26ساعت 1:7  توسط نادر  | 

برگرفته از نهج البلاغه

استواری دین بر چهار نفر است:

دانشمندی که به دانش خود رفتار کند. نادانی که از آموزش کوتاهی نکند. توانگری که از ثروت خود به تنگدستان ببخشد و تنگدستی که دینش را به دنیا نفروشد.

پس اگر دانشمند به علم خود عمل نکند ، نادان از آموزش کوتاهی کند و اگر توانگر به ثروت بخل ورزید، فقیر دین خود را به دنیایش بفروشد.

+ نوشته شده در  87/04/15ساعت 1:2  توسط نادر  | 

مرد واقعی

مرد تمام ،آنکه نگفت و بکرد

آنـکه بـگوید، بـکنـد نیـم مـرد

آنـکـه بـگـویـد ، نـکنـد، زن بـود

نیم زن است آنکه نگفت و نکرد

+ نوشته شده در  87/04/14ساعت 3:40  توسط نادر  | 

سخنی گهربار از مولایمان علی(ع)

در مصاحبت با کسی که شش خصلت در او باشد ، فایده ای نیست.

کسی که اگر سخن گوید،دروغ گوید و اگر سخن گوئی،دروغ شمرد.

اگر امیـنش پنداری ، خــیانت ورزد و اگر امیــنت نهد ، متهــمت کند.

اگر به وی بخشیدی ، کفران کند و اگر بر تو بخشد ، بر تو منت نهد.

+ نوشته شده در  87/04/14ساعت 3:37  توسط نادر  | 

بمناسبت روز مادر

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

خشم لبريز از مهرباني:

مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

 

قدرت مندي و جديت:

به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.

 

گام به گام رو به سعادت:

مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.

 

عظمت مقام مادر:

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».

 

تعالي انديشه در مادر:

حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».

 

تجليل ويژه از مادر:

خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.

 

بلنداي مقام مادري:

استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا  ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد».

 

منزلت رفيع مادر:

حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.

استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»

 

دعا براي والدين:

خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به  دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.

 

گاه نيازمندي:

مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم. 

+ نوشته شده در  87/04/03ساعت 19:7  توسط نادر  | 

زن و پاکی

امروزه شیطان های داخلی و خارجی ، هدف خود را از بین بردن پاکی قرار داده اند ، چرا که همه می دانند که نقطه ضعف یک جامعه در کجای آن است و خداوند و ائمه او نیز در آیات و احادیث این نقاط را برای ما روشن کرده اند.
جامعه ایی که ارزش های آن جنسی شود و تمتعات جنسی ، هدف مردم آن جامعه باشد ، این جامعه شاید از لحاظ علمی به ظاهر پیشرفت کند ، اما سعادتی در کار نخواهد بود.
همه دشمنان این را به خوبی می دانند که جامعه ایی که در آن انسان های پاک و خالص نباشند در مقابل نابودی خود هیچ مقاومتی نخواهد کرد.

- در تاریخ داریم ، که هرگاه مادری با سواد و کمالات و پاک ، در جایی به پرورش فرزندانش مشغول بود ، فرزندانی خداجو و عالم ، از آن خانواده بر می خاست و هر گاه زنی در خانواده ایی ، تحقیر شده بود ، فرزندانی نه چندان درست و بعضا راهزن و ... به جامعه تحویل می داد.

- خداوند متعال خواهان سعادت انسان هاست و از آن جایی که بخش اعظمی از زمینه های این سعادت منوط به پاک بودن زنان است ، بنابراین حدود پاکی زنان را مشخص نموده که اجرای آن ، نه تنها به نفع زنان است ، بلکه بالاتر از آن تضمین بخشی از سعادت انسان های جامعه است. و بنابراین ، خداوند برای عدول از اجرای این حکم ، مجازاتی را قائل شده و این موضوع امری طبیعی است ، زیرا این موضوع ، موضوع شخصی و یا خانوادگی نیست ، بلکه یک موضوعوعی است که تمام بشر به آن وابسته است.

- روایت شده که یکی از اصحاب امام محمد باقر (علیه السلام) گفت :
در کوفه زنی را تعلیم قرائت قرآن می دادم ، وقتی با او جزیی مزاح کردم. پس چون به خدمت آن جناب شرفیاب شدم ، با من عتاب کرد و فرمود هر که در خلوت مرتکب گناهی شود ، خداوند به او اعتنایی نخواهد کرد. چه گفتی با آن زن ؟
گفت : من صورت خود را از شرم پوشانیدم و توبه کردم.
حضرت فرمود دیگر به این کار شنیع عود مکن.

برگرفته از سایت مناجات http://www.monajat.org

 

+ نوشته شده در  87/04/01ساعت 0:37  توسط نادر  | 

حقوق همسران

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود :
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما در منزل وارد شد.
فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من هم برایش عدس تمیز می کردم. آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند ، عرض کردم : بفرمایید. اظهار داشتند :
بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم ! هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند ، مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد ، ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده ، شب زنده داری کرده باشد و خداوند به او ثوابی می بخشد که به انبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد.
ای علی ! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید ، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید.
ای علی ! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزار نماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد و هزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن و بهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر و بخشیدن هزار شتر به فقراست و چنین مرد خدمتکار به همسر ، از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند.
ای علی! کسی که روگردانی و تکبر نکند در خدمت به همسرش بدون حساب وارد بهشت می شود.
ای علی ! خدمت به همسر کفاره (پاک کننده) گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حورالعین و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است.
ای علی! خدمتکار همسر نمی شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد.

بحار ج 13 ص 133 چاپ ایران و جامع الاخبار ص 102

 برگرفته از سایت مناجات  http://www.monajat.org

+ نوشته شده در  87/04/01ساعت 0:29  توسط نادر  | 

سالگرد درگذشت دکتر شریعتی

خواستم که بگويم: فاطمه دختر خديجه بزرگ است. ديدم که فاطمه نيست.

خواستم که بگويم: فاطمه دختر محمد (ص) است. ديدم که فاطمه نيست.

خواستم که بگويم: فاطمه همسر علــی است. ديــــدم که فاطمه نيست.

خواستم که بگويم: فاطمه مادر حسنيــن است. ديدم که فاطمه نيست.

خواستم که بگويم: فاطمه مادر زينب است. باز ديدم که فاطمه نيست.

نه اينها همه است و اين هــمه فاطمه نيست؛ فاطمه، فاطمه است.

29 خرداد سالروز درگذشت دکتر علي شريعتي است. به همين مناسبت هر ساله به پاس خدمات ارزنده او به نسل جوان اين کشور آثار و انديشه هاي او همچون استاد شهيد مرتضي مطهري مورد نقد و بازخواني مستمر قرار مي گيرد. بي شک او و استاد مطهري دو انديشمند و دو متفکر تأثيرگذار در جامعه ايراني بوده و هستند که انديشه هاي آنان مقدمات نظري انقلاب اسلامي ايران را فراهم کرد. مجموعه آثار شريعتي که تاکنون بالغ بر 37 اثر رسيده است شامل آثار مختلفي چون، تاريخ، دين، جامعه شناسي، سياست، عرفان، هنر و ... است. در اين ميان او اهتمام ويژه اي به معرفي الگوهاي خاص ديني دارد. شخصيتهايي چون ابوذر، علي(ع)، حسين(ع)، اقبال لاهوري و... کساني هستند که در تاريخ اندیشه او به تدريج مشاهده مي شوند. از منظر او معرفي الگوهاي بزرگ در واقع نشان دادن توانمنديها و بستر مساعد تمدني است که توانسته است آنان را در خود پرورش دهد. او مي گويد:

 « اين يک افتخار بزرگي است که هنوز عليرغم همه علل و عوامل سياسي و استعماري و ارتجاعي و مادي که مانع رشد و پيشرفت شخصيتها و نبوغ ها در جامعه اسلامي هست، اسلام چون گذشته، قدرت سازندگي انسان و پرورش دهندگي نبوغ را در خود حفظ کرده.»

زندگينامه

دكتر علي شريعتي در سال 1312 در روستاي مزينان از حوالي شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دين بوده اند.... پدر پدر بزرگ علي، ملاقربانعلي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار (حاج ملاهادي سبزواري) محسوب مي شد. پدرش استاد محمد تقي شريعتي (موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود) و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود. علي حساسيتهاي لطيف انساني و اقتدار روحي و صلاحيت عقيده اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن يمين، ثبت نام مي كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضا شاه و اشغال كشور توسط متفقين ـ  خانواده اش را به ده مي فرستد و پس از برقراري آرامش نسبي در مشهد علي و خانواده اش به مشهد باز مي گردند. پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان (كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. در سال 31، اولين بازداشت علي كه در واقع نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه او از حكومت ملي بود، واقع  شد. در همين زمان يعني 1331 وي كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحميد جوده السحار) مي كند. در اواسط سال 1331 تحصيلات علي در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد. و همزمان به فعاليتهاي سياسيش ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» نيز در همين دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شد. در دانشكده مسئول انجمن ادبي دانشجويان بود در همين سالهاست كه آثاري از اخوان ثالث مانند كتاب ارغنون (1330) و كتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسيد و او را سخت تحت تاثير قرار داد. در اين زمان فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در نهضت (جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده كه علي شريعتي يكي از اعضا آن جمعيت بود). آشنايي او با خانم پوران شريعت رضوي در دانشكده ادبيات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 مي گردد. و پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد ماه 1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي شود. در طول دوران نحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضتهاي ملي افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد و به دنبال افشاي شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوي سياهپوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله دكتر علي شريعتي شد. دولت فرانسه كه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وي گرفت اما با حمايت قاضي سوسياليست دادگاه، مجبور مي شود اجراي حكم را معوق گذارد. وي در سال 1963 با درجه دكتري يونيورسيته فارغ التحصيل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ايران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواك دستگير شد.

 

پس از بازگشت از اروپا

پس از پنج سال تحصيل و آموختن و فعاليت سياسي، در اروپا، بازگشت به فضاي راكد و بسته جامعه ايران و آن هم تدريس در دبيرستان بسيار رنج آور بود، سال بعد (وي) پس از قبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل مي شود و با آقايان برقعی و باهنر و دكتر بهشتي كه از مسئولين بررسي كتب ديني بودند، همكاري مي كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام مي شود. موضوعات اساسی تدرس او را مي توان به چند بخش تقسيم كرد: تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي دكتر علي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنرانيهاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند اين سخنرانيها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه  ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاسهاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در پي اين كشمكشها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، رسماً تعطيل شد. از اواخر آبان ماه 51 بخاطر سخنراني هاي ضد رژيم، زندگي مخفي وي آغاز شد و پس از چند ماه زندگي مخفي درمهرماه سال 1352 خود را به ساواك معرفي كرد كه تا 18 ماه او را در سلول انفرادي زنداني كردند؛ كه نهايتاً در اواخر اسفند ماه سال 53 او از زندان آزاد مي شود و بدين ترتيب مهمترين فصل زندگي اجتماعي و سياسي وي خاتمه مي يابد. در اين دوران كه مجبور به خانه نشيني بود؛ فرصت يافت تا به فرزندانش توجه بيشتري كند. در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. دكتر شريعتي نهايتا در روز 26 ارديبهشت سال 1356 از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد و پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشكوك درگذشت و با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد دكتر چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه به خاك سپرده شد.
منبع  http://www.irib.com

 

+ نوشته شده در  87/03/29ساعت 19:31  توسط نادر  | 

وصیتنامه دکتر شریعتی

امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر و شخصیت های مدرج ، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم.........

عازم سفرم و به حکم شرع ،در این سفر باید وصیت کنم. وصیت یک معلم که از هیجده سالگی تا امروز ، جز تعلیم کاری نکرده و جز رنج چیزی نیندوخته است ، چه خواهد بود؟ جز اینکه همه قرض هایم را از اشخاص و از بانکها با نهایت سخاوت و بی دریغی « تماما » واگذار می کنم به همسرم که از حقوقم ( اگر پس از فوت قطع نکردند ) و حقوق اش و فروش کتابهایم و نوشته هایم و آنچه دارم و ندارم ، بپردازد.......

من می دانستم که به جای کار در فلسفه و جامعه شناسی و تاریخ اگر آرایش می خواندم یا بانکداری و یا گاوداری ، امروز وصیتنامه ام به جای یک انشای ادبی ، شده بود صورتی مبسوط از سهام و املاک و منازل و و مغازه ها و شرکت ها و دم و دستگاهها که تکلیفش را باید معلوم می کردم و مثل حال « به جای اقلام » الفاظ ردیف نمی کردم......

فرزندم ! تو می توانی  « هر گونه بودن » را که بخواهی باشی ، انتخاب کنی. اما آزادی انتخاب تو در چهارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخاب باید انسان بودن نیز همراه باشد وگر نه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است ، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچ کس......

تو هر چه می خواهی باش ، اما آدم باش . اگر پیاده هم شده است سفر کن . در ماندن می پوسی . هجرت کلمه بزرگی در تاریخ « شدن » انسان ها و تمدن هاست . اروپا را ببین . اما وقتی ایران را دیده باشی ، وگر نه کور رفته ای ، کر باز گشته ای....

اما تو ، سوسن ساده مهربان احساساتی زیباشناس منظم و دقیق ، و تو ، سارای رند عمیق عصیانگر مستقل ! برای شما هیچ توصیه ای ندارم . در برابر این تند بادی که بر آینده پیش ساخته شما می وزد ، کلمات که تنها امکاناتی است که اکنون در اختار دارم ، چه کاری می توانند کرد؟..........

و اما تو همسرم ، چه سفارشی می توان به تو داشت ؟ تو که با از دست دادن من هیچ کس را در زندگی کردن از دست نداده ای . نبودن من خلایی در میان داشتن های تو پدید نمی آورد ، و با این حال که چنان تصویری از روح من در ذهن خود رسم کرده ای ، وفای محکم و دوستی استوار و خدشه ناپذیرت به این چنین منی ، نشانه روح پر از صداقت و پاکی و انسانیت توست..........

آرزوی دیگرم این بود که یک سهم آب و زمین از کاهه بخرم به نام مادرم وقف کنم و درآمدش صرف هزینه تحصیل شاگردان ممتاز مدرسه این ده شود که در سبزوار تحصیلات شان را تا سیکل  یا دیپلم  ادامه دهند.....

و خدا را سپاس می گزارم که عمر را  به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین « شغل » را در زندگی ، مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم می دانستم  و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب ، معلمی است و نویسندگی  و من از هیجده سالگی کارم این هر دو...........

و آخرین وصیتم به نسل جوانی که وابسته آنم ، و از آن میان به خصوص روشنفکران و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچ وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی توانسته اند به سادگی ، مقامات حساس و موفقیت های سنگین به دست آورند ، اما آنچه که در این معامله از دست می دهند ، بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که بدست می آورند. و دیگر این سخن لاادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده است که « شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی تواند . »

« علی شریعتی »

۱۳/۱۱/۱۳۴۸

+ نوشته شده در  87/03/29ساعت 15:1  توسط نادر  | 

پندهایی از بزرگان

ای انسان کانون خوشبختی و بدبختی در وجود توست . آنرا در آسمان و زمین جستجو مکن - علی(ع)

با دنیا مدارا کن و حوادث روزگار را به خونسردی و سنگینی بپذیر تا بر مراد خود پیروز شوی - علی(ع)

شکست چیست؟چیزی جز یاد گرفتن و تجربه اندوختن نیست. قدم اول در راه بهتر انجام دادن کارهاست  ـ وندل فیلیپس

خدا روزی دهنده  همه پرندگان است اما روزی آنها را به داخل لانه آنها نمی ریزد- ج.ج هالند

من نمی دانم پدر بزرگم که بود ولی بسیار مایلم بدانم نوه اش چه خواهد شد- ابراهام لینکن

ما به مردانی نیازمندیم که به چیزهایی بیندیشند که پیش از این کسی به آنها نیندیشه باشد- جان اف کندی

بزرگترین بدبختیها آنهایی اند که هرگز رخ  نمی دهند - جیمز راسل لورل

هرگز کاری را که فرد دیگری می تواند حتی بهتر ازشما آنرا انجام دهد خود انجام ندهید - ریموند جانسون

وصف نیکی بر نیکی می افزاید - کاترین پاندر

جایی هست که جز تو هیچ کس نمی تواند  آن را پرکند . کاری هست که جزتو هیچ کس قادر به انجامش نیست - فلورانس اسکاول شین

لعن و نفرین به خود دشنام دهنده باز می گردد. بازی زندگی بازی بومرنگهاست . پندارو کردار وگفتار انسان دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز می گردد - اسکاول شین

و در کلام آخر بیانی زیبا از مولای متقیان علی (ع) :

              "لا تقسرو اولادکم علی آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم"

               آداب و روشی را که خود در زندگی گزیده اید بر فرزندان خویش

               تحمیل ننمائید ، چه آنها برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند

+ نوشته شده در  87/03/27ساعت 0:53  توسط نادر  | 

حدیث قدسی

خداوند متعال وحی کرد به سوی موسی ابن عمران (ع):

 

ای موسی من شش چیز را در شش جای قرار دادم ولکن مردم در شش جای دیگر آنرا طلب می کنند و هر گز به آنها دست نمی یابند

 

1) من راحتی را در بهشت قرار دادم و مردم آنرا در دنیا طلب می کنند

2) من علم را در گرسنگی قرار دادم و مردم در سیری دنبال آن می گردند

3) من عزت و عزیز بودن رادر نماز شب قراردادم ولی مردم آنرادر خانه های سلاطین تلقی می کنند

4) من اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم و مردم اجابت دعا را در قیل و قال می دانند

5) من رفعت و درجه را در تواضع قرار دادم ولی مردم آنرا در تکبر تلقی می کنند

6) من ثروتمندی را در قناعت می دانم ولی مردم آنرا در کثرت کالا می دانند

 

و هیچگاه به هیچ کدام دست نمی یابند

 

 

mi118.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/03/05ساعت 20:40  توسط نادر  | 

ایام فاطمیه

ايام فاطميه است ايامي كه متعلق است به زهراي مرضيه ام ابيها ،زهره زهرا ، نور دل مصطفي همان خانومي كه حضرت علي معيار دين، ايشان را سيدتي يعني همه چيز علي يعني صاحب اختيار علي معرفي مي كندفاطمه ظرفي مي خواهد اخر او جلوه حق است همانطور که معرفت واقعي خداوند امکان ندارد شناخت زهرای واقعي زهرا امکان ندارد وفقط ظرفي که بتواند اين ظرفيت را داشته باشد رسول الله است خداوند مي فرمايد زهرا را به تو داديم زهرا عطيه است  ببين جايگاه زهرا كجاست و بدان كه تو بي كس نيستي مگررسول الله وحضرت امير پدران اين امت نيستند ومگر رسول الله حضرت زهرا راام ابيها خطاب نكردند پس زهراي اطهر مادر امت است


خدايا مفتخريم به اينكه اسلام دين ماست وما امت رسول الله ايم فرا رسيدن اين ايام را به بقيه الله ارواحنا العالمين لتراب مقدمه فداه تسيلت عرض مي كنيم .

+ نوشته شده در  87/03/03ساعت 1:26  توسط نادر  | 

وصیت نامه داریوش بزرگ به پسرش خشایار شاه

یک سند تاریخی

مطلب زیر وصیت نامه انسانی است قدرتمند ولی فانی. پند واندرز کهنگی نمی پذیرد. نوشته های ذیل آثاریست از نیاکان ما نقش بسته بر گنجنامه شهر همدان آری وصیت نامه داریوش به جانشین خود خشایار شاه . با خواندن این سنگ نوشته زیبا خود را در عصر حاضر با گذشتگانمان مقایسه کنیم و اندرز دوران را ارج نهیم و به گذشته خود ببالیم.

* اینک که من از دنیا میروم بسیت و پنج کشور جزوشاهنشاهی ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند.

جانشین من خشایار باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که : در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعایر آنها را محترم بشمارد.

اکنون که من از این جهان می روم دوازده کرور زر در خزانه پادشاهی داری و این زرها یکی از ارکان قدرت تو می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . پیوسته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی. من نمی گویم که در مواقع ضروری از این ذخیره برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آنست که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند. اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان.

مادرت آتوسا (دختر کوروش) بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم. من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه است در مصر اموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شوندحشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبارها چند سالمی ماند. بدون اینکه فاسد شودو توباید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید به دست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خوار و بار استفاده کن و غله جدید رابعد از اینکه بوجاری شد به این انبارها منتقل بنما. به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی نگمار. برای آنهاهمان مزیت دوست بودن با تو کافی است. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنها به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازاتشان برسانی. چون دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوست را بنمایی.

آبراهی که من می خواستم بین نیل و دریای سرخ بوجودبیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این آبراه ( کانال سوئز) از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد . تو باید این آبراه را به اتمام برسانی. عوارض عبور کشتی ها ازآن آبراهنباید آنقدر سنگین باشد که ناخدای کشتیها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند.

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمروایران نظم و امنیت بر قرار کنند. ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه نماید.

توصیه دیگر منبه تو این است که: هرگز دروغگوو متملق را به خود راه نده. چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند. پس بدون ترحم دروغگو و متملق را از خود دور نما.

هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن. برای اینکه عمال دیوان به مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم خیلی کم کرده است و تو اگر این فانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.

افسران و سربازان ارتشی را راضی نگهدار و با آنها بد رفتاری نکن اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند. اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد. ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد. تلافی آنها این طر خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند.

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانندو بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر فهم و عقل آنها زیادترشود تو با اطمینان بیشترمی توانی سلطنت کی.

همواره حامی کیش یزدان پرستیباش. اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نمایدو پیوسته به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشدکه از هر کیش که میل دارد پیروی نماید.

بعد از اینکه من زندگانی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیزمثل من خواهی مرد. زیرا سرنوشت آدمی اینست که بمیرد خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشدیا یک خوارکن.هیچکس در این جهان باقی نمی ماند. اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی غرور و خود خواهی بر تو غلبه نخواهد کرد. اماوقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو که قبر مرا مسدود نمایند و وصیتکن پسرت قبر تو را باز نگهدارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند.

زنهار.زنهار.هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو. اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک نفر قاضی بی طرف آنرا مورد رسیدگی قراربدهد و رای صادر نماید زیراکسی که مدعی است اگر قاضی هم باشدظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگردست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود. ودرآبادکردن حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قراربده.

عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدانکه بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط موقعی باید بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد.و اگر به دیگری ستمی کرده باشدو تو خطاکار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.

بیش از این چیزی نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستندکردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم که مرگ نزدیک شده است*.

خدایش بیامرزد   

داریوش پادشاه ایران

 

+ نوشته شده در  87/03/02ساعت 1:11  توسط نادر  | 

کودکان ما

کودکان ما  Ali    علی

فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است

 

رسیدگی به تغذیه و پوشاک کودک ضروری است اما مهمترین نیاز کودک نیاز عاطفی و رسیدگی به تربیت کودکانمان است .

کودک قبل از آنکه به دنیا بیاید باید تربیتش شروع شود.

 

دعای پدر و مادر در حق فرزند

 

یکی از عواملی که باعث کسب توفیق انسانهای بزرگ شده است دعای والدین در حق آنها بوده است . اصولا دعای پدر و مادر در ایجاد توفیق نقش بسیار عظیمی دارد و این دعا باید از روزهای قبل از تولد و قبل از انعقاد نطفه آغاز شود.

بهترین دعاها آنست که پدر و مادر دعا کنندفرزندشان از خدمتگذاران و بندگان مخلص و صالح خداوند شود تا بتواندبه دین اسلام و مردم و مخلوقات خدا خدمت کند.

بسیاری از بزرگان و عالمان دینی ما توفیقات خود را بخاطر دعای پدر و مادر می دانند که ازجمله این بزر گان علامه مجلسی می باشد که از نظر کثرت تالیفات و خدمت به اهل بیت توفیقات عظیمی داشته مه همه آنها را مرهون دعای پدر بزرگوارش می داند.

+ نوشته شده در  87/03/01ساعت 0:8  توسط نادر  | 

التماس به خداوند

التماس به خداوند شجاعت است

اگر برآورده شود حاجت است

اگر برآورده نشود حکمت است

التماس به خلق حقارت است

اگر برآورده شود منت است

اگر برآورده نشود ذلت است

+ نوشته شده در  87/02/28ساعت 20:46  توسط نادر  | 

نزدیکی به خدا مشکل گشای انسانهاست

گریه نکردن چشم از سختی دل است

سختی دل از گناه بسیار است

گناه بسیار از آرزوهای زیاد است

آرزوهای زیاد از فراموشی مرگ است

فراموشی مرگ از حب دنیا است

حب دنیا از دوری خداست

+ نوشته شده در  87/02/28ساعت 20:45  توسط نادر  | 

دعاکنیم

بهترين موقع دعا از ديدگاه حضرت زهرا

  يكى از مهمترين و لازمترين امور زندگى يك مؤمن ارتباط برقرار كردن با خدا از طريق دعا و نيايش است در زندگى اولياء خدا دعا جايگاه اساسى و ويژه دارد و بخش مهمى از بهترين اوقات آنها اختصاص به دعا و نيايش دارد.
در قسمت دعا، انبوهى از دعاهايى كه از ناحيه مقدس حضرت زهرا عليهاالسلام رسيده فهرست‏وار نقل كرديم. اما يكى از مسائل ديگر در مورد دعا رعايت آداب دعا از جمله زمان دعا است. اولياء خدا مترصد اوقات بودند و بهترين زمانها را براى دعا انتخاب مى‏نمودند در اينجا به روايتى مى‏پردازيم كه يكى از اوقات مناسب براى دعا را فاطمه زهرا عليهاالسلام به ما در قول و عمل معرفى مى‏كنند.
قالت فاطمه الزهرا عليهاالسلام:
سمعت النبى صلى اللَّه عليه و آله، ان فى الجمعة لساعة لا يراقبها رجل مسلم يسال اللَّه عز و جل فيها خيرا الا اعطاه اياه قالت فقلت: يا رسول‏اللَّه اى ساعة هى؟ قال اذا تدلى نصف عين الشمس للغروب قال و كانت فاطمة عليهاالسلام تقول لغلامها: اصعد على الضراب فاذا رايت نصف عين الشمس قد تدلى للغروب فاعلمنى حتى ادعو. (1)
(فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏فرمايد: از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم، در روز جمعه ساعتى است كه هيچ مسلمانى مراقب آن نبوده كه حاجت خيرى از خداى عزوجل بخواهد مگر آنكه حاجت او را برآورده ساخته است. فاطمه عليهاالسلام مى‏گويد عرض كردم يا رسول‏اللَّه آن چه ساعتى است؟ فرمود: آن هنگامى است كه نصف قرص خورشيد در موقع غروب پنهان شود. پس از آن فاطمه به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآى و چون ديدى نصف قرص خورشيد در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا كنم.)

 

+ نوشته شده در  87/02/10ساعت 20:27  توسط نادر  | 

اتابکان

پادشاهان سلجوقي ، اصولا" در دربار خود ريش سفيدان و مربياني داشتند كه در اداره مملكت با آنان مشورت مي كردند . بعضي از اين افراد " اتابك " ( معلم يا مربي )  بعضي اميرزادگان سلجوقي نيز بودند. براي اداره ولايتهاي دور دست  گاهي بعضي از اين اتابكان را مامور مي ساختند ، چنانكه طغتكين پسر تاج الدوله تتش را در سال 479 ه.ق. مامور دمشق ساختند ، و عماد الدين زنگي ( از غلام زادگان سلطان ملكشاه سلجوقي ) ماموريت موصل را يافت . همچنين ، ايلدگز ( اتابك ارسلان شاه سلجوقي ) به آذربايجان رفت ، وسلغز به فارس و اتابك مويد الدين آي آبه به نيشابور و اتابك سام و عزالدين لنگر به يزد فرستاده شدند .

بيشتر اين اتابكان موقيعت خود را تا زمان حمله مغول به ايران حفظ كرده بودند و بعضي از آنان،‌ مانند اتابكان فارس و اتابكان آذربايجان،‌ بعد از مغول نيز تا سالها در ولايتهاي مذكور حكومت داشتند. مهمترين و معروفترين اين اتابكان،‌ اتابكان خوارزم بودند كه به خوارزمشاهان و خوارزمشاهيه نيز شهرت يافته اند .

نوادگان اتابکان در حال حاضر نیز در قسمتهای مختلف ایران مانند آذربایجان و فارس و لرستان زندگی می کنند.

+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 0:52  توسط نادر  | 

جهان سوم کجاست ؟

یک کلام حرف حساب از پروفسور حسابی

 

روزي درآخرساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخرکلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر

به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهدمملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشدبايد در تخريب مملكتش بكوشد

پروفسور محمود حسابي

+ نوشته شده در  87/01/19ساعت 18:35  توسط نادر  | 

مطالب قدیمی‌تر